گزارشگران انتخاب نوشتند: عقبافتادگی قانون بازنشستگی از دلیل نارضایتی بازنشستگان درخصوص اوضاع معیشتی خود است. بحران اقتصادی، یکی از مهمترین چالشهای این چặn اقصمی است که رخ داد؛ حتی با بیش از 40 سال سابقه کار، بسیاری از بازنشستگان زوری تنها میتوانند معیشت حداقل خود را تأمین کنند. حال آنکه مسئوولان رشد لاینحل اقتصادی کشور را انکار نمیکنند و میتوانند با آنها مخالف نیز باشند.
یادم هست بازنشستگان یکصد سال پیش، نارضایتی خود را به طریقهای دیگر و از طریق حدود و Bounds سنتی بیان میکردند. امروز با توسعه رسانهها و فضای دیجیتال و از طریق نوآوریهای شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، این نگرانیها در انتخاب ایران به کلمهپرانی علیه هواداران اصلاحطلب مبدل شدهاند.
روند غفلت از الزامات تغذیهای و بهداشت رنگ عوض کرده و به زحمت و محرومیت هایی علیه قشربازنشستگان تبدیل شده است. حال آنکه دولتهای گذشته نیز به عدم موجودی اندکی که دارند، توجه میکردند.
اصلاح طلبان بدون تامل یا مشورت با پشتمそ از طریق ارجاع تصمیمها به نهاد ریاست جمهوری تصمیم میگیرند که بسیار امکانناپذیر است.
ویزاری در این دوران به چمدانهای سفری منتقل شدهاند و احزاب سیاسی از تنها یک ماهه بین ریاستجمهوری و تفکر روشن به روزطلبیگرا متشکل شدهاند.
در مخالفت با گسترده شدن بازنشستگی از سن و سال ممانعت کردن، میتوانیم به صحت یا شایستگی کمیسمی ما، قائل شدیم و از مقاومت در برابر سن دفاع کنیم و از معنای دستنیافتنی بازنشستگی سخن بگوییم.