انحلال وزارت آموزش و پرورش آمریکا: پایان یک دوران یا آغاز یک تغییر اساسی؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به شش روز از هاش، فرمان را امضا کرد که وزارت آموزش و پرورش آمریکا را منحل و نقش آن را در نظام آموزشی ایالات متحده کاهش میدهد. این اقدام تحول عمدهای در رشته آموزش و پرورش آمریکا بههمراه دارد که تأثیر آن بر دولتهای ایالتی و محلی، دانشآموزان و خانوادههای آنها در آینده به یک چالش برای همه خواهد شد.
الف. چرایی و چرachat انحلال وزارت آموزش و پرورش
در این فرمان، ترامپ بیان میکند که وزارت آموزش و پرورش از زمان تأسیس در سال 1979 ناکارآمد بوده است و هزینههای زیادی داشته است. وی سعی دارد فشار بر دولتهای ایالتی و محلی را برای نظارت بر سیستم آموزشی افزایش دهد. در واقع، این تصمیم با هدف انتقال کنترل نظام آموزشی به دولتهای ایالتی و محلی، با هدف کاهش هزینهها و ایجاد نظارت مناسبتر صورت گرفته است. این برنامه به سؤالاتی اشاره دارد: آیا نظارت فدرال لازم است؟ آیا کاهش هزینهها و افزایش مؤثرتر بودن Sistema آموزشی در وهله اول امری ضروری است؟
ب. واکنشهای به چالش کشیده
این اقدام با واکنشهای خشن از سوی دموکراتها و گروههای حقوق مدنی مواجه شده است. آنها نگران هستند که این اقدامات سیستم آموزشی عمومی را با خطر انهدام مواجه کرده و عدم حمایت از دانشآموزان محروم را به مراتب بیشتر کنند. این پرسش نیز مطرح است: آیا انحلال وزارت آموزش و پرورش منجر به ضعف بیشتر در حمایت از دانشآموزان فاقد فرصتهای آموزشی خواهد شد؟
ج. قانونی کردن تصمیمات و چالشها احتمالی
انحلال کامل وزارت آموزش و پرورش نیازمند تصویب کنگره است که از اینرو، ممکن است با مشکلات قانونی و سیاسی برخورد کند. آیا دولتهای ایالتی و محلی درعمل آماده هستند که انتقال کامل برنامهها و مسئولیتها را پذیرفته و در عمل اجرا کنند؟ ما با چندین پرتلاطم دیگر روبرو خواهد شد که از اعتبار قانونی، تا چالشی از چالشی، و از چالشآور به آتیه ای برنامهریزی شده بهخصوص برای اعضای مجلس سنای ایالات متحده جلب توجه خواهد کرد.
د. تغییری در ساختار آموزش و پرورش
این تصمیم نشاندهنده تغییر بنیادی در ساختار و نظارت بر سیستم آموزشی ایالات متحده است. در برخی اصطلاحات، این تغییر میتواند منجر به تحول امیدوارکنندهای در سبقه نسبت به اینطور که برنامهها باید به متمرکز شوند گردد، در حالیکه در واقع، نظام آموزشی بالقوه به یک نظام عرفی در حال متمرکز شدن خواهد شد، تا یک سیستم گستردهای که دسترسی وجود داشته باشد می رسد. پیوستن به بدیهی یا واضحی که بر ویژگیهای این چالش موجود آستانه ای در دسترسی به آن برای مصالح صاحب مدنیت معکوس شکل میگیرد و لذا افزایش وابستگی پایدار در جوامع محروم به نظام آموزشی فدرال ممکن است در پاسخ به شمار کمی از ایالتهای امر و معروض آن بر عهده خواهد گذاشت که در همان درون بخشی مربوط به آن عوامل و عواملی که منجر به هزین های نامتناسب نیز شده باشد و شاهد خسارات آن است.
همچنین لازم است در باره فرایعات و تباهیهای حسن رابطه و همت سنتی بین وضع مدارس فدرال و استانی که سابقا در شرایط ایالتهای مازال درصد افرادش از اندیز از جمله نمره میان محققین ورده بیش از اندکی جهت آزادیها لذا به سبب معضلهای از نوع اتکای به برنامههای خاص و عدم انسجام راسخ در میان دولتها ی ایالتی و محلی میشود دوباره مورد بازدید شرایط در سنوات جاری است.